تبلیغات
دوستان جوان من - احساسات نسبت به قوانین منطقی(فلسفه تعدد زوجات)
احساسات نسبت به قوانین منطقی(فلسفه تعدد زوجات)

بسم الله الرحمن الرحیم

این کاملا حرف صحیحی هست که اسلام نگاهش به زندگی نگاهی عقل محور است نه نگاه احساسی اما باید این نکته را در خاطر داشت که احساسات هم بخشی از زندگی عاقلانه است...یعنی حذف احساسات از زندگی نهایت بی خردی است..پس اگر گفته میشود اسلام به زندگی نگاهی منطقی و عقل محور دارد معنایش این است که دین اسلام از این که بنای زندگی و اجتماع و قوانین آنها نشات گرفته از صرف احساسات باشد مخالفت میکند نه اینکه اسلام با احساسات بطور کلی مخالف باشد در حالی که اگر وقت بگذاریم میتوانیم بسیاری از قوانین اسلامی را که علت اصلی یا یکی از علل آنها براورده کردن احساسات است را پیدا کرد مثلا حتی در مورد قصاص یکی از علتهای ان را تشفی خاطر و آرام گرفتن روحی ولی دم بیان کرده اند و حتی در مورد قانون تعدد زوجات نیز قانونگذار درعین منطق گرایی غافل از احساسات زن نبوده و دو شرط رعایت عدالت مالی و عدالت عاطفی را نیز بیان کرده یعنی اگر مرد این دو شرط  را رعایت نکند هم فردای قیامت بازخواست میشود و هم در زمان حیات خودش با شکایت زنان توسط حاکم شرع محکوم میشود.از این بحث بگذریم...

اما چرا اسلام که قوانینش توسط خدای حکیم وضع شده تعدد زوجات را منع نکرده و آن را بارعایت شرایطی جایز دانسته؟؟؟؟؟؟؟سوره نساء آیات 3 .129

جواب تعبدی و دین مدارانه این است که بگوییم وقتی خداوند به صراحت تعدد زوجات آن هم تا سقف چهار زن را جایز دانسته و این قانون را مقید به زمان خاصی نکرده معلوم میشود تعدد زوجات لازم برای زندگی بشر بوده و بشر تنها کاری که میتواند بکند این است که حکمت و علت وضع این قانون را پیدا کند و ببیند این قانون کدام نیاز بشر را تامین و کدام درد بشر را درمان میکند و اگر در این راه به جوابی دست پیدا نکرد دو راه بیشتر ندارد یا این آیات را از سوی خداوند نداند و یا اینکه بگوید این قانون علتی منطقی دارد ولی من به آن پی نبردم وتنها خداوند و معصومین از آن مطلع هستند.

اما جواب استدلالی بدین گونه است:اولا اسلام هیچ گاه کسی را اجبار به چند همسری نکرده است وتنها تعدد زوجات را با رعایت شرایطی جایز دانسته است مثلا اسلام طلاق را هم جایز دانسته است اما کسی را مجبور به طلاق گرفتن نمیکند بلکه در اسلام منفورترین حلال طلاق است ولی از آنجا که در زندگی بشر گاهی طلاق به عنوان یک نیاز جدی برشمرده میشود آن را جایز دانسته است زیرا از بین رفتن عشق ومحبت در روابط زناشویی مرگ آن زندگی قلمداد میشود حالا شما تصور کنید که اسلام مانند مسیحیت تحریف شده طلاق را جایز نمیدانست,واضح است که زن و مرد بویژه زن در این زندگی اجباری تباه میشد و چه بسا هر از گاهی آرزوی مرگ میکرد.

جواز طلاق در حالی است که غالب مردم و حتی خود خدای عزیز طلاق را امری ناپسند میدانند ولی با این حال بخاطر همان روحیه منطق گرایی اسلام طلاق جایز دانسته شد و درک علت جواز طلاق برای انسانها آنچنان دشوار نیست.

قانون تعدد زوجات نیز مانند قانون طلاق است یعنی یا مستقلا نیازی از نیازهای بشر را تامین میکند یا مشکلاتی را از سر راه زندگی بشر کنار میزند و گره گشایی میکند مانند طلاق,اما درک علت جواز قانون تعدد زوجات به آسانی مساله طلاق نیست لذا بخاطر این عدم درک درست از جواز این قانون برخی دچار شبهاتی شده اند و با این قانون مخالفت ورزیده اند در صورتی که اگه درک درستی از این مساله پیدا میکردند مانند قانون طلاق آن را هم میپذیرفتن.

اولا برترین نوع زندگی یقینا زندگی تک همسری است یعنی یک مرد و یک زن..اما این روش در همه جا یعنی همه زمانها و مکانها پاسخ گوی نیاز بشر نیست..مثلا شاید برای کسانی که در محیط آب و هوایی خاصی هستند تک همسری پاسخ گوی همه نیازها نباشد زیرا همه نیازها از زندگی به نیازهای جنسی و عاطفی ختم نمیشود بلکه نیازهای دیگری هم وجود دارد که بشر آن را از زندگی زناشویی مطالبه میکند که شاید یک همسر نتواند از عهده آن برآید مانند فرزند آوری که گاهی شرایط جوی مکان زندگی و یا شرایط زمان زندگی مثلا در دوران جنگهای دراز مدت و یا بیماریهای کشنده چنان که بسیاری از مستشرقین علت تعدد زوجات را این مسائل دانستند...

گاهی نیاز فرزند آوری به مانع میخورد مثلا زن نازا است در این جا مرد از یک طرف عشق به همسر خود را میبیند و از طرف دیگر زندگی خودش را میبیند که قرار است بدون هیچ فرزن و نسلی از بین برود در این شرایط عقل چی پیشنهاد میکند1زندگی بدون فرزند2طلاق3ازدواج مجدد شوهر بدون طلاق دادن همسر اول....دو مورد اول هردو عیوبی دارند که بر شخص فهیم پوشیده نیست...اما راه سوم نمیخواهم بگویم هیچ مشکلی در آن نیست ولی با رعایت شرایط ازدواج مجدد یعنی عدالت مالی و عاطفی از نظر کمی عیب و مشکل قابل قیاس با دو مورد اول نیست.

شاید بگویید اگر مرد عقیم بود چه کنیم برای زن هم مثل مرد قائل به تعدد زوجات شویم؟ در این مورد جواب منفی است بخاطر تفاوت فطرت زن و مرد و نیازهای این دو از زندگی مشترک...زن جویای قلب شوهر است ,زن میخواهد محبت و توجه و فداکاری مرد را به سوی خود جلب کند و این تنها در تک همسری محقق میشود زیرا اگر زن چند شوهر داشته باشد نتها نمیتواند قلب و محبت خالص شوهران را بدست آورد بلکه غیرت شوهران نیز از براورده ساختن این نیاز زن امتناع میورزد و مرد با خودش میگوید چگونه عاشق زنی شوم که با مردی دیگر میخوابد و از سویی دیگر زن در این زندگی خود را در حد یک روسپی و زن فاحشه میبین...خلاصه کلام زن نیاز اصلی اش از زندگی عشق ومحبت است و نیاز جنسی اش در حد نیاز عاطفی او نیست...بله اگر او هم مثل مرد نیاز جنسی اش در رتبه اولینها بود میتوانستیم برای زن هم بگوییم:مرد بیشتر خوشیه بیشتر...هرچند نباید منکر این قضیه شد برخی از زنها نیاز جنسیشان به اندازه مردان و گاهی بیشتر از مردان است مانند زنانی که دارای طبع گرم و تر هستند,این دسته از زنها تمایل دارند روزی چند بار ارضاء شوند ولی از یک سو نیاز عاطفی و تصاحب قلب شوهر نیز در این دسته از زنها بسیار بالاست حتی بیشتر ازنیاز جنسیشان لذا چند شوهری نمیتواند نیاز این زنهارا نیز به طور کامل رفع کند بلکه آنها نیازمند شوهری هم مزاج خودشان هستند و از سویی در قانون گذاری به اغلب و اکثریت افراد توجه میشود زیرا برای هر قانونی استثنائاتی وجود دارد یعنی :مردان اکثرا به میل جنسی خود اهمیت بیشتر یا زیادی میدهند و  زنان اکثرا به نیاز عاطفی اهمیت بیشتر میدهند..بگذریم.

برخی اوقات در یک محیط اجتماعی برای براورده شدن نیازهای زندگی زناشویی تک همسری کفایت میکند مثل زندگی شهری در اکثر کشورها مثل ایران عزیزخودمان اما گاهی خودمان نیازهای کاذبی را به وجود می آوریم به عبارتی واضح تر محیط تربیتی جامعه محیط سالمی نیست مثلا همانطور که جامعه ناسالم موجب بلوغ زودرس میشود گاهی موجب بوجود آمدن روحیه تنوع طلبی جنسی در افراد بویژه در مردان میشود...حال این مشکل را چگونه باید حل کرد؟بهترین راه تطهیرجامعه از عوامل انحراف تربیتی افراد است ازتغذیه گرفته تا نوع پوشش و روابط اجتماعی زنان و مردان تا صداو سیما و شبکه های ماهواره ای!!!اما این راه بسیار سخت و زمانبر است پس ناچارا باید برای مردانی که در محیط ناسالمی رشد یافته اند و در طبیعتشان انحراف بوجود آمده هم چاره ای باشد تا به گناه نیافتند بویژه گاهی این انحراف در طبیعت به خواست خود شخص نبوده مانند بلوغ زودرس جنسی...اسلام برای این افراد هم ازدواج مجدد یا ازدواج موقت را قرار داده است که هردو ازدواج شرایط خاص خودش را دارد که گاهی عدم توانایی رعایت این شرایط شخص دین مدار را از ازدواج مجدد منصرف میکند اما کسی که آنچنان مقید به دین نیست اگر این راه های شرعی و حلال را نیابد از طریق حرام خودش را ارضاء خواهد کرد.

بله ازدواج با این دسته از افراد مشکلاتی را برای همسرانشان بوجود خواهدآورد زیرا آنچنان به همسرشان بها نخواند داد زیرا به دلیل انحراف تربیتیشان خواستار همخوابی تازه هستند و علاقه مند هستند تجربه ای تازه در زمینه سکس با همسری دیگر داشته باشند...برای تعدیل و حفظ این افراد زیر سایه شرع شاید تعدد زوجات راه کار خوبی باشد از طرفی زنی که با مساله تعدد زوجات مشکل دارد باید در زمان خواستگاری تمام این موارد را به دقت برسی کند تا شوهرش از منحرفین تربیتی نباشد زیرا خیلی از مردها فطرتی سالم دارند و به غیر همسر خود فکر نمیکنند اما آنها که تربیتشان سالم نیست دوست دارن بودن با تمام زنهای دنیا را تجربه کنند و حتی گاهی به محارم یا نزدیکان خود هم فکر میکنند...حال اسلام باید این دسته را به حال خود رها کند یا آنها را هم به نحوی از غرق شدن در باتلاق گناه حفظ کند, این را هم بدانید اگر اسلام درمورد این افراد ازدواج مجدد را منع کند این افراد وفادار به همسرشان نمیشوند بلکه آنها به گناه رو می اورند.

مساله دیگر در مورد تعدد زوجات شاید همان افزایش جمعیت آماده به ازدواج دختران نسبت به پسران به علت زودتر بالغ شدن دختران است...متاسفانه خیلی از دخترها به خاطر ناپسند بودن قانون تعدد زوجات از نظر اجتماع امکان ازدواج برایشان فراهم نشده است و این دخترها یا خودشان را زیر فشارهای جنسی و روحی حفظ میکنند یا مثل برخی از زنان خیابانی خود را وا میدهند و به جان مردان میافتند و گاهی دود آتش این زنان به چشم بانوانی می رود که شوهرشان اسیر این زنان شده اند و از این طریق کانون بسیاری از خانواده ها متزلزل و یا از هم میپاشد.

هرچند که باید پذیرفت بخاطر ارتقاء سطح فرهنگی جامعه و بالا رفتن شأن افراد از این نظر که غالبا اهل علم و مدارک تحصیلی عالیه هستند تعدد زوجات به راستی زیاد خوشایند نمیباشد ولی باید درنظر داشت هرچقدر فرهنگ مترقی باشد اما انسان از آن جهت که انسان است همواره خواهان نیازهای انسانی خود است واین فرهنگ مترقی شاید در برخی موارد باعث شود مرد از بعضی نیازهای به حق خود چشم پوشی کند اما این فداکاری کلیت ندارد و برخی نیازهای خودشان را ترجیح می دهند مثل همان بحث فرزند آوری...یعنی شاید مرد دیگر برای میل جنسی اش دست به ازدواج مجدد نزد اما همانطوری که می دانیم مساله تعدد زوجات تنها برای تامین نیاز جنسی نیست لذا ارتقاء سطح فرهنگ اجتماعی نیز برای ریشه کن ساختن این قانون ناتوان است مگر بخواهیم متوسل به قوانینی همچون کلیسای دوران قرون وسطی بشویم که این به معنای افتادن از سمت دیگر بام است.

از این نکته نیز غافل نشویم که فرهنگ اجتماعی نیز گاهی دچار اشتباه میشود و قوانین منطقی را فدای احساسات اجتماعی می کند مثلا در فرهنگ معاصر ایران قانون ازدواج موقت بسیار ناپسند است بگونه ای که خانواده ها از زنا کردن فرزندشان به اندازه ازدواج موقت کردنشان ناراحت نمیشوند یعنی خانواده حاضر است پسرش گناه کند اما دست به ازدواج موقت شرعی نزند...چنانچه شاهد هستیم با طرد کردن این قانون سلامی که به عنوان پله اضطراری برای کسانی که شرایط ازدواج دائم و یا دسترسی به همسرشان را ندارند و یا دسترسی دارند اما همسرشان فعلا توانایی تمکین شوهر را به علت عواملی مثل بیماری و...ندارد گناه زنا فراگیر شده است و طرد این راه شرعی کمکی به وفاداریه مردان نکرده است و یا مثل فرهنگ غربی معاصر که با آن که از نظرقانونی مخالف تعدد زوجات هستند اما در دنیای عمل کمتر مرد و زن غربی را می توانی پیدا کنی که به این قانون وفادار بوده باشند بنده آمار و ارقام نمیدهم و کلام محققین غربی را هم نمی آورم هرچند اگر کسی بخواهد بیان میکنم ,بنده فقط میخواهم شمارا که اهل اینترنت هستید توجه به فیلمهای سینمایی غربی بدهم مثلا درفیلم ضد ایرانی اسلامی homeland  زن و مرد یک خانه هرکدام با مرد وزن دیگری ارتباط جنسی برقرار میکنند و در عین حال خودشان را مخالف چند همسری مسلمانان می دانند که از این فرهنگ مترقی انسان منصف انگشت به دهن میماند,پس باید باور کرد که ارتقاء سطح فرهنگ اجتماعی نیز دلیل مناسب و کافی ای برای طرد قانون تعدد زوجات اسلامی نمی باشد. واز طرفی هم شاید ناپسند بودن این قوانین علت عمده اش در سواستفاده برخی از مسلمانان از این قوانین است که این نمیتواند دلیل موجهی برای طرد این قوانین باشد یعنی نمی شود به جای اصلاح انسانها به کلی پنبه قوانین را زد مثل اینکه بخواهیم به علت رعایت نکردن هشدارهای چراغ راهنمایی خیابانها توسط برخی از افراد به طور کلی این قانون را لغو کنیم و عبور مرور را به خود عابرین واگذار بکنیم که نتیجه این کار بدتر از عدم رعایت برخی افراد از این قوانین است.

 مساله دیگر در تعدد زوجات این است که یک مرد زنان را اجبار به همسری خود نمیکند بلکه زنها اختیار دارن این زندگی را قبول کنند یا قبول نکنند پس این زنها به اختیار خودشان زندگی چند همسری را قبول کرده اند پس به منه مخالف تعدد زوجات چه ربطی دارد که کاسه داغتر از آش بشوم ,من اگه مخالف این مساله هستم سعی کنم وارد چنین زندگی ای نشوم دیگر به من چه ربطی دارد دیگران برای زندگی خود چه تصمیمی میگیرند بویژه در زمان معاصر که مرد با توجه به قانون مجلس جمهوری اسلامی ایران اگر بخواهد همسر دوم اتخاذ کند باید از همسر اولش رضایت بگیرد پس عملا زندگی چند همسری بسته به رضایت خود زنهاست حال نیت و انگیزه مرد و زنان چیست یا منطقیست یا صرفا شهوانیست که هرچه باشد به ما ارتباطی ندارد.

در آخر دوباره تکرار میکنم یقینا بهترین نوع زندگی ...زندگی تک همسری است که در آن زن وشوهر مالک تام یکدیگر هستند اما گاهی نیازمندیهای به حق بشر در زنگی تک همسری براورده نمیشود که اسلام برای این موارد خاص نیز قانون تعدد زوجات را به عنوان راه کار قرار داده است هرچند با نگاه به محیط جوامع اسلامی بویژه ایران عزیزمان درصد افرادی که اقدام به ازدواج مجدد کرده اند و چند همسری را اتخاذکرده اند بسیارناچیز وغیرملموس است و آن قدرنیست که بخواهیم اینگونه به این قانون اسلامی هجمه وارد کنیم و یا اینکه در همین درصد زندگی چندهمسری آنچنان مشکلاتی وجود ندارد که بخواهیم اینگونه در مقابل این قانون موضع گیری کنیم و اگر بخواهیم هر نوع مشکلات زندگی را بهانه برای کوبیدن این قانون قرار بدهیم بنابراین باید زندگی تک همسری را نیز زیر سوال ببریم زیرا کدام زندگی است که در آن دعوا و مشکلات نباشد و باید به آمار رجوع شود که طلاق و دعوای زناشویی در زندگی های تک همسری بیشتر است یا چند همسری...بله هر دختری ابتدا به ساکن از ازدواج مجدد شوهرش بیزار است اما بعضی از همین دخترها وقتی پای اضطرارکه به میان بیاید خودشان شوهر را دعوت به ازدواج مجدد میکنند مثلا زمانی که زن اول نازا باشد یا موارد دیگر....والسلام علی من تبع الهدی

نادر محسنی آهنگر 8/12/93

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در جمعه 8 اسفند 1393 ساعــت 07:15 ق.ظ تــوسط نادر محسنی آهنگر | نظرات ()