تبلیغات
دوستان جوان من - واكنش روحانی شیعه به مجوز قاضی آلمانی برای كتك زدن همسر
واكنش روحانی شیعه به مجوز قاضی آلمانی برای كتك زدن همسر


در پی صدور حکم قاضی دادگاه فرانکفورت که در آن به استناد آیه‌ای از قرآن، کتک زدن زن توسط همسر مسلمان جایز شمرده شده، سیدعباس حسینی قائم‌مقامی، رئیس مرکز اسلامی‌هامبورگ، طی نامه‌ای سرگشاده به قاضی مذکور، این حكم را مردود شمرد.

 

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، چندی پیش قاضی دادگاه فرانكفورت در قضاوت بین یك زن و شوهر مسلمان، كتك زدن همسر را جایز شمرده بود و آن را مستند به احكام اسلام و آیات قرآن دانسته بود.

با این حال، حسینی قائم‌مقامی با استناد به تفسیر آیه 34 سوره «نساء» چنین برداشتی را نادرست شمرده است.

در نامه رئیس مركز اسلامی ‌هامبورگ به قاضی مذكور آمده است:

قاضی دادگاه فرانكفورت

احتراماً، مطلع شدم كه جنابعالی در صدور حكم برای یك زن مسلمان كه از سوی همسر خود مورد ستم قرار گرفته، به آیه‌ای از قرآن استناد نموده‌اید و نتیجه حكم شما، تأیید ظلمی بود كه به این زن مظلوم رفته است.

 

از شنیدن این خبر بسیار تعجب كردم. از این رو لازم دیدم نكاتی را در این مورد یادآور شوم:

قرآن برای آن‌كه راه هرگونه سوءاستفاده را مسدود نماید، هشدار می‌دهد كه برخی از گمراهان و بیماردلان كه درصدد توجیه رفتارهای ناپسند خود هستند به ظاهرِ این آیات استناد می‌كنند حال آن‌كه استناد به ظاهر این آیات موجب فساد و گمراهی خواهد شد. (1)

 

متأسفانه این هشدار آشكار هم از سوی برخی از مسلمانان، و هم از سوی برخی از غیر مسلمانان مورد بی‌توجهی قرار گرفته و گویا اساساً چنین تصریحی در قرآن وجود ندارد. بی‌تردید اگر مسئله‌ تفسیرپذیریِ متون مقدّس نادیده گرفته شود، ظواهر همه متون مقدس ادیان مختلف می‌توانند حتّی دستاویز خشونت و جنایت قرار گیرند. حال چگونه است كه شما قاضی محترم كه قاعدتاً باید به عنوان مجری قانون حكم نمایید، با تأییدِ استنادِ یك رفتار خشونت بار و غیر انسانی به كتاب مقدس مسلمانان، ناخواسته راه را برای توجیه دینیِ رفتارهای بعدی خشونت طلبان افراطی باز كرده اید.آیا اگر فردا جنایتكار دیگری جنایت خود را با ظاهر یكی از آیات قرآن و یا كتاب مقّدس توجیه نماید، شما قاضی محترم رأی بر برائت او خواهید داد؟!

در این آیه هیچ تصریحی بر «كتك زدن» صورت نگرفته است بلكه فقط در این آیه از واژه «ضَرب» (Sarb) استفاده شده است، این واژه (ضَرْب) در قرآن حدود 10 بار به كار رفته شده كه معانی آن در همه جا یكسان نیست بلكه دست كم در قرآن برای آن پنج معنای متفاوت وجود دارد: «قرار دادن» و «وضع كردن»، «مقرر نمودن»(Auferlegen) (2) چشم پوشی و نادیده گرفتن(bergehen) (3) و روی برگرداندن و دوری گزیدن (Abwenden) (4).

اندكی تأمل در مفهوم این آیه، تردیدی باقی نمی‌گذارد كه «ضَرْب» در این آیه نمی‌تواند و نباید به مفهوم «كتك زدن» باشد. بلكه تنها مفهوم مناسب برای آن «اعراض كردن و دوری گزیدن» (Abwenden) می‌باشد. چرا كه موضوع این آیات، اختلافات زن و شوهر است و به طور خاصّ به مسأله نادیده گرفتن حقوق همسری (زناشویی) از سوی زن پرداخته و می‌گوید:

«و هرگاه از تضییع حقوق خود از سوی زنان نگران می‌باشید، [با آنان گفت‌وگو‌ كنید و] آنان را پند و اندرز دهید و [اگر اثر نبخشید] در بستر مشترك، از آنها فاصله بگیرید [بدون آن‌كه بستر خواب خود را جدا كنید و چنان‌كه باز اثر نبخشید] از آنان دوری گزینید و اگر چنانكه باز اثر نبخشید و حقّ شما را ادا نكردند، شما حقّ هیچ‌گونه ستم و ظلمی را بر آنها ندارید». (5)

 

ملاحظه می‌شود كه اگر به جای Abwenden (دوری گزیدن) از Schlagen (كتك زدن) استفاده شود، هرگز با لحن آیه و ترتیب منطقی راه‌حلّ‌های ارایه شده هیچگونه تناسب و سازگاری ندارد. در حالی كه قرآن پس از عدم تأثیر گفت‌وگو‌ و پند و اندرز دادن، حتّی به مردان، اجازه جدا كردن بستر خواب را هم نمی‌دهد (6) و فقط به مرد توصیه می‌كند كه برای اظهار ناراحتی و نشان دادن نگرانی خود، در بستر از او فاصله بگیرد، حال چگونه می‌توان پذیرفت كه در مرحله بعد، كتك زدن را توصیه نماید؟ آیا منطقی این نیست كه حتّی اگر می‌خواهد كتك زدن را توصیه نماید باید در مراحل دیگر باشد؟

 

بنابر این تردیدی وجود ندارد که باید در اینجا «ضرب» را به معنای «Abwenden» دانست، یعنی پس از آن‌كه فاصله گرفتن در بستر خواب نیز تأثیر لازم را دراعلام هشدار و اعتراض به «زن» نداشت در اینصورت توصیه می‌كند كه كاملاً از او كناره بگیرد و دوری بگزیند و این «دوری گزیدن» (Abwenden) می‌تواند با جدا كردن كامل بستر خواب باشد كه بسیار منطقی‌تر می‌نماید، و نیز می‌تواند با خروج از منزل همراه باشد.

 

ادامه همین آیه به صراحت تمام به مردان گوشزد می‌كند:

«كه اگر همچنان حقوق شما را اداء نكردند حقّ هیچ ستم و ظلمی را بر آنان ندارید.» آیا اگر قبل از این زدن زن جایز شمرده شده بود، ظلمی بالاتر از إعمال خشونت و زدن وجود دارد و در این صورت معنا دارد كه قرآن در اینجا بگوید: «حقّ ندارید هیچ ستمی بر آنان بكنید».

 

خصوصاً این‌كه در آیه بعد، صورتی را پیش بینی می‌كند كه باز این شیوه (یعنی كناره گیری و فاصله گرفتن از زن) نیز مؤثر واقع نشده است در این صورت باز توصیه می‌كند كه راه جدایی و طلاق طی نشود بلكه از میان دو خانواده زن و مرد، افراد مورد قبول مسئله‌ را مورد بررسی قرار داده و بر اساس داوری و قضاوت آنان مسئله‌ پایان پذیرد و از آنجا كه از این پس به دلیل شدّت اختلاف زن و مرد، آنان خودشان توانایی برای بازگرداندن دوستی و محبت به خانواده را ندارند، از افراد مورد قبول خانواده هر كدام خواسته است كه برای بازگشت دوستی و محبت میان آنان اقدام كنند.(7)

 

آنچه كه گفته شد در برخی احادیث اسلامی مورد تأكید و تأیید قرار گرفته است. چنانكه امام صادق(ع) به صراحت فرموده است: «شگفت از مردی كه همسرش را كتك می‌زند حال آن‌كه اگر بر فرض كسی قرار است كتك بخورد مرد استحقاق بیشتری دارد تا زن! پس هرگز زنانتان را نزنید چرا كه در این صورت باید قصاص و مجازات شوید ولی [اگر حقوق شما را رعایت نكردند] از آنها فاصله بگیرید و ناراحتی خود را به شیوه‌های دیگر نشان دهید».

اصولاً قرآن، هرگز نگاه جنسیّتی به زن و مرد نداشته و نگاه یكسان و مشترك انسانیِ به هر دو دارد. از نظر قرآن، جوهر و ماهیتِ زن و مرد یكی است و هر دو انسان می‌باشند و در ماهیت و جوهر انسانیِ انسان هیچ تفاوتی میان افراد انسان نیست. نه جنسیّت (زن و مرد بودن) و نه ملّیت، و نه نژاد و نه دین و اعتقادات، هیچكدام در هویت و جوهر انسانی، تفاوتی و مزیّت و یا نقصانی و کمبودی ایجاد نمی‌كند.

 

این واقعیت وجود دارد كه متأسفانه در حلول تاریخ، برخی از فرهنگ‌ها و ارزشهای جوامع مسلمان با تفسیر‌های اسلامی آمیخته شده و ما بارها از ضرورت تفكیك و پالایش آنها از یكدیگر سخن گفته‌ایم و یكی از این ویژه گی‌های منفی و نادرست فرهنگی كه در میان جوامع نخستین مسلمان وجود داشته و به عنوان فرهنگ غالب و مسلّط در عصر نزول قرآن و ظهور اسلام بوده و خود را به تفسیر‌های اسلامی تحمیل نموده «فرهنگ مردانه» می‌باشد. فرهنگ مردانه، حتّی از «فرهنگ مرد سالار» نیز وضعیّت بدتری دارد و زن را در تحت سلطه مرد می‌داند و اساساً یكی از مهمترین و اصلی ترین رسالتهای اسلام و قرآن مبارزه با همین فرهنگ بود كه قرآن آنرا «فرهنگ جاهلیت» یعنی فرهنگ «عقلانیّت ستیز» می‌نامد. و عجبا كه همین فرهنگ. بعد‌ها در مواردی از تفسیر‌های اسلامی دخالت نموده است!

 

و عجب‌تر این است كه ما در این زمان و در اروپا به آن فرهنگ مشروعیت بخشیده و آن را به «قرآن مقدس» نسبت دهیم!

 

باتقدیم احترام

سیدعباس حسینی قائم مقامی

مدیر مرکز اسلامی ‌هامبورگ

 

توضیحات

1. آل عمران (3) /7

2. آل عمران (3) / 112

3. زخرف (43) /5

4. کهف (18) / 11

5. نساء (4) /34

6. کلیه مفسران قرآن و لغت شناسان عرب در توضیح این قسمت آیه تصریح کرده‌اند که «واهجروهن فی المضاجع» به این معناست که در حالی که در یک بستر خواب هستید از زنان فاصله بگیرید. یعنی حتی در این مرحله توصیه می‌کند بستر خواب را هم جدا نکنید.

7. نساء (4) /35 

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در دوشنبه 13 بهمن 1393 ساعــت 07:10 ق.ظ تــوسط نادر محسنی آهنگر | نظرات ()