تبلیغات
دوستان جوان من - دوستی قبل از ازدواج 2
دوستی قبل از ازدواج 2

دسته دوم:

طبق تعریفی که از دسته دوم کردیم طبیعتا افراد این دسته را نوجوانان راهنمایی و دبیرستانی تشکیل می دهند که هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیده اند لذا رابطه و دوستی ی دختر و پسر در این دسته خصوصا برای دختر بسیار خطرناک و آسیب رسان است.

در دوستی های دسته ی اول امکان اینکه درصد قابل توجهی از آن روابط به ازدواج ختم شود  وجود دارد و در مواردی هم که به ازدواج ختم نمی شود غالبا هیچ آسیبی و یا آسیب جدی ای به طرفین وارد نمی شود.{البته اگر همانگونه که گفتم عمل کنند}

اما در دسته ی دوم تجربه نشان داده درصد بالایی از این روابط به ازدواج ختم نمی شود اما در عین حال آسیب جدی ای به طرفین وارد می کند.

 می توان گفت مهم ترین دلیل برای تهیه ی این جزوه,آگاهی دادن به همین دسته از این افراد است,از این که چه خطراتی ممکن است دامن گیر آنها شود و این دوستی ها چه تاثیر بدی می تواند در آینده ی طرفین داشته باشد.بنده سعی کردم با اتکا به تجربیات ناچیز خودم برخی از خطراتی را که ممکن است در این روابط طرفین را تهدید کند روی کاغذ بیاورم تا خواننده گرامی در صورت عدم اطلاع از این مسائل آگاهی لازم را به دست آورد چون یقین دارم خیلی از این افراد اگر بدانند دوستی ای که به نظرشان بی ضرر و بی دردسر می آمد چقدر می تواند خطرناک و آسیب رسان باشد حتما از آن دوری می کنند و تن به این روابط نمی دهند.بنده سعی کردم تنها مهمترین موارد از خطرات احتمالی این روابط را ذکر کنم تا مختصر بودن جزوه حفظ شود.

1)خالی بودن این رابطه از تفکر و عقلانیت:افراد این دسته یا نوجوان هستند و یا کسانی هستند که تازه پا به عرصه جوانی گذاشته اند لذا نه از تجربه کافی برخوردارند و نه می دانند معیارهای یک همسر خوب چیست و نه توانایی دیدن حقیقت های زندگی را دارند یعنی غالبا در جهان خیالی خود و با رویاهای خودشان زندگی می کنند اما نمی دانند تفاوت دنیای خیالی آنها با دنیای واقعی از زمین تا آسمان است مثلا در دنیای خیالی خود برنامه ریزی می کند دوست پسرش چند سال بعد به خواستگاری اش می آید و از ازدواج به خانه ی خودشان می روند و احیانا با یکی دو  تا فرزند خوش و خرم زندگی می کنند لذا از همین الان طوری رفتار می کند که گویا واقعا با دوستش ازدواج کرده است و برخی اوقات کارهایی را انجام می دهد که زن برای شوهرش انجام می دهد و از طرفی دیگر نمی اندیشد دوست پسرش در آینده چه کاره خواهد شد و آیا کسی هست که توانایی اداره زندگی را داشته باشد,دیگر نمی گوید خانه ی رویاهایم را چگونه می خرد آیا توانایی اش را درد, یا نه اصلا کسی هست که بتواند حداقل خانه ای را اجاره کند و...

این موارد تنها چند نمونه بود از ده ها نمونه دیگر که باید در مورد همسر آینده در نظر گرفته شود ولی نوجوان به خاطر اقتضاء سن وسالش به آنها توجهی نمی کند ولی رفته رفته وقتی به سن ازدواج نز دیک تر می شود  وبر بلوغ اجتماعی اش افزوده می شود این واقعیت ها را درک می کند و آن زمان است که به این موارد  می اندیشد و احساس نگرانی می کند ولی در غالب موارد دیگر دیر شده است و برای دختر تقریبا نه راه پیش مانده و نه راه پس زیرا هزینه ی سنگینی را برای این دوستی پرداخت کرده است ...{تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل}

 

2)احتمال مخالفت خانواده:چون این دوستی ها تقریبا صد در صد بدون اطلاع خانواده ها صورت می گیرد در برخی موارد با مخالفت خانواده ها رو برو می شوند,یا خانواده دختر و  یا خانواده پسر و یا هر دو خانواده,از طرفی در این مخالفت ها نه در همه موارد ولی در اکثر موارد حق با خانواده هاست و آن هم یا به خاطر هم کفو نبودن خانواده هاست و یا به خاطر عدم تناسب بین دختر و پسر است و یا به خاطر عیب و ایرادات دیگر که خودشان به خاطر بی تجربگی و یا غلبه احساسات به آن پی نبرده اند,باید توجه داشت شاید دختر و پسری دوستهای خوبی برای هم باشند ولی این دلیل نمی شود که زن و شوهر خوبی هم برای یکدیگر باشند زیرا بین عالم رفاقت با عالم زناشویی تفاوتی است از زمین تا آسمان زیرا در عالم دوستی و رفاقت خبری از مسئولیت های بعد از ازدواج نیست و به همین دلیل است که برخی دوست های خوبی هستند ولی نمی توانند همسران خوبی برای هم باشند مثل دختر و پسری که بعد از سه چهار سال دوستی نتوانستند شش ماه زیر یک سقف یکدیگر را تحمل کنند,بنابراین دختر و پسر چون سابقه ی خوبی  در دوستی داشته اند گمان می کنند می توانند زندگی مشترک خوبی نیز داشته باشند ولی گاهی نظر خانواده ها متفاوت است لذا در اینجا سه احتمال وجود دارد:الف)پذیرفتن نظر خانواده ها و عدم رسیدن دختر و پسر به یکدیگر. ب)اینکه دختر و پسر به اجبار خود را به خانواده ها تحمیل کنند. ج) یا اینکه هر دو یا یکی از آنها به کلی قید خانواده اش را بزندکه در هر سه صورت طرفین با مشکلاتی روبرو خواهند شد خصوصا در موارد(ب و ج) زیرا در جامعه ی امروز ما فرزندان در چنین سن و سالی  بدون حمایت خانواده توانایی این را ندارند که بر روی پاهای خود بایستند و مستقل باشند و موارد دیگر که یقینا از شیرینی زندگی مشترکشان کم خواهد کرد.


3)وابسته شدن و دل بستن قبل از شناختن: معمولا افراد در این سن و سال ابتدا عاشق می شوند و بعد به مرور زمان یکدیگر را می شناسند و سر از کارهای یکدیگر در خواهند آورد و این شناخت تدریجی به این جهت است که برای این دوستی دو طرف در مورد هم تحقیقاتی انجام نمی دهند بر خلاف زمانی که پسر به خواستگاری دختر می آید,در زمان خواستگاری دختر سعی می کند تا جایی که ممکن است سر از کارهای پسر در بیاورد و بعد از آن جواب مثبت بدهد ولی این قضیه در دوستی کاملا برعکس است یعنی اول دل بستن است بعد شناختن و این می تواند مشکل ساز باشد.

مثلا پسر اهل استعمال دخانیات و یا مواد مخدر است ویا هر عیب دیگر ...و دختر بعد از گذشت مدتی از دوستی اش با آن پسر متوجه ی این قضیه می شود,متاسفانه در این موارد برخی از دخترها بخاطر اینکه ابتدا دل بسته و عاشق شده اند از آن پسر نمی گذرند بلکه خودشان را به نحوی توجیه می کنند مثلا می گویند او را درمان خواهم کرد و این مساله را از همه مخفی خواهد کرد,ولی آنها غافل از این حقیقت هستند که در اکثر موارد زن توانایی درمان شوهر را ندارد و خیلی از این نوع پسرها بعد از ازدواج تلاش چندانی برای ترک عیوب خود نمی کنند و همین موارد می تواند زندگی مشترک آنها را به جدایی بکشاند و اگر هم به جدایی ختم نشود می تواند درد و رنج های بسیاری را برای زن و فرزندان به وجود اورد و این در حالی است که دختر می توانست از ابتدا پا در چنین مسیری نگذارد و به چنین مشکلاتی مبتلا نگردد.

این مساله در مورد پسرها نیز صدق میکند مثلا پسر بعد از مدتی میفهمد دوست دخترش و به قول خودش عشقش قبلا با افراد دیگری نیز رابطه دوستی  داشته و حتی شاید فراتر از آن مشکل جنسی نیز داشته است..در این موارد عکس العمل این پسرها بعضا با دیگران متفاوت است.

پسری که با دختر رابطه دوستی نداشته و تازه میخواهد برای ازدواج  در قالب خواستگاری پا پیش بگذارد اگر از این سوابق دختر مطلع شود عکس العملش برای همه روشن است,بله دور آن دختر خط میکشد.

اما پسری که بعد از مدتها دوستی  با خبر از این سوابق  میشود در اثر علاقه ای که از این دوستی برایش ایجاد شده شاید برخوردی از خودش نشان دهد که در آینده برایش دردسر ساز شود,مثلا در ایام دوستی و قبل از ازدواج از گذشته دختر چشم پوشی کند ولی زمانی که بالغ شد و احساسات مردانه اش مانند غیرت به کمال رسید شاید دیگر نتواند از آن گذشته دختر چشم پوشی کند و این ممکن است موجب بروز مشکلاتی در زندگی زناشویی آنها شود.



4)سوء استفاده های جنسی: یکی از معایب جهان عصر ما این است از یک طرف سن بلوغ جنسی را پایین آورده و از طرفی دیگر سن بلوغ اجتماعی و قدرت تشکیل خانواده را بالا برده است به تعبیری دیگر بین بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی فاصله انداخته است لذا خیلی از نوجوانان و جوانان زیر فشار جنسی قرار دارند و این امر اختصاص به پسرها ندارد بلکه دخترها نیز چنین نیازی را در خود احساس می کنند ولی آنها غالبا از مقاومت بیشتری در مقابل این تمایلات برخوردار هستند برخلاف پسرها,لذا این فشار جنسی برخی پسرها را به این وا می دارد که به فکر سوءاستفاده ی جنسی از برخی دختران بیفتند خصوصا در جامعه ای که دسترسی به جنس مخالف راحت و آسان باشد,

اما این پسرها می دانند که نباید به طور مستقیم در مورد ارضاء این نیازشان با دختران صحبت کنند لذا بحث دوستی و قصد ازدواج و بهانه هایی مثل آن را مطرح می کنند تا اینکه دختر به او اعتماد می کند و او این چنین به خواسته های خودش می رسد و بعد از مدتی دوستی خود را با آن دختر به بهانه های واهی و پوچ به هم می زند چنانکه این موارد بسیار وجود دارد و شخصا با پسران این چنینی برخورد داشته ام و دارم و از احساسشان نسبت به چنین دخترانی باخبرم هرچند که وقتی با آن دختر هستند خود را به عنوان عاشقی دل خسته نشان می دهند ولی حقیقت چیزی دیگر است , نه عشقی در کار است و نه قصد ازدواج.

5)افت تحصیلی :درغالب موارد دختران و پسرانی که در دوران راهنمایی و دبیرستان دارای این روابط هستند به خاطر عدم تمرکز و اتلاف وقت در امور غیر درسی دچار افت تحصیلی شدیدی می شوند که در برخی مواقع آینده ی تحصیلی آنها را تغییر می دهد و آنها را از رسیدن به اهداف علمی یشان باز می دارد آن هم به خاطر دوستی ای که شاید هرگز به ازدواج نینجامد وجز خسارت و زیان چیزی عاید طرفین نشود.{حتی شاید در صورت ازدواج وبعد از فروکش کردن تب و تاب عاشقی شان  شخص به این نتیجه برسد که این دوستی هرگز ارزش از دست دادن آینده علمی اش را نداشته است...}

(6فشارهای روحی و روانیبرخی از این افراد به خاطر سن و سال کمشان در اثر این دوستی ها مشکلاتی برای برای خود ایجاد می کنند که زندگیشان را به طور کلی مختل می کنند,یکی از این مشکلات فشارهای روحی و روانی است,فرد از بابت اینکه مبادا موانعی سر راهش قرار گیرد و نتواند به معشوق یا معشوقه اش برسد شروع به خود خوری و غصه خوردن می کند و گاه و بی گاه اشک می ریزد چنانچه از این افراد کم نیستند و خود با چند نمونه از آنها سر و کار داشتم,این افراد روزگار بسیار سختی را برای خود به وجود می آورند که هم موجب عذاب خودشان هستند و هم خانواده شان.

7)از دست دادن گزینه های بهتر :یکی از معایب عاشق شدن در سن پایین این است که شخص گزینه های بهتر برای زندگی کردن را از دست می دهد,هرچند خودش آنها را بهتر نداند چون عشقش منطقش را عقیم کرده و نمی تواند واقعیات را آنچنان که هست ببیند,شاید همین فرد اگر صبر می کرد و با بلوغ اجتماعی و بعد از شناخت طرف مقابل عاشق می شد هم فردی مناسب تر نصییبش می شد و هم دارای زندگی ای بهتر و شادتر می بود.

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در سه شنبه 27 آبان 1393 ساعــت 02:19 ق.ظ تــوسط نادر محسنی آهنگر | نظرات ()